۱۳۹۲ خرداد ۹, پنجشنبه

قاصدک ( اخوان ثالث)


قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي ؟

از كجا وز كه خبر آوردي ؟
خوش خبر باشي ، اما ،‌اما 
گرد بام و در من 
بي ثمر مي گردي 

انتظار خبري نيست مرا 
نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري
برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس 
برو آنجا كه تو را منتظرند 

قاصدك 
در دل من همه كورند و كرند 
دست بردار ازين در وطن خويش غريب 
قاصد تجربه هاي همه تلخ 
با دلم مي گويد 
كه دروغي تو ، دروغ 
كه فريبي تو. ، فريب 

قاصدك
هان،
ولي ... آخر ... اي واي 
راستي آيا رفتي با باد ؟
با توام ، آي! كجا رفتي ؟ آي 

راستي آيا جايي خبري هست هنوز ؟
مانده خاكستر گرمي ، جايي ؟
در اجاقي طمع شعله نمي بندم خردك شرري هست هنوز ؟

قاصدك 
ابرهاي همه عالم شب و روز 
در دلم مي گريند



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر